تبليغاتX
..ذهن خط خطی..


















..ذهن خط خطی..

ذهن خط خطی....

سلام....

از فضولی حالم بهم می خوره....از این که یکی هی بخواد سرک بکشه تو ی کارهات تا بفهم تو ذهن خط خطی تو چی می گذره ..... خسته شدم از همه چی ... هیچ جا احساس آرامش نمی کنم...چقدر دلم می خواد برم رو یه بلندی و داد بزنم.....ولی افسوس اونجا هم از دست فضول ها در امان نخواهم بود....دیگه جایی چیزی نمی نویسم ...خط های ذهنم ماله خودمه....

خدا حافظ همگی

+نوشته شده در سه شنبه 1387/12/27ساعت2:5 PMتوسط جلال | |

از عاشق شدن می ترسم !!!

عاشق شدن رو مثل دوتا خط موازی تو ذهنم تصور می کنم که یه خط مورب کشیدن روش...خط های موازی من و اونیم ...خط مورب: خط بی قراریهاست...خط جدایی ها و فاصله هاست...خط بی وفایی هاست...خط خطی تر شدن ذهن هاست...

همیشه از همه فرار می کنم  که یه وقت عاشق نشم...

اما میگن دام عشق یه دفعه آدم رو اسیر خودش می کنه...

همه چیز با یک نگاه شروع میشه...قلبت شروع به تپیدن های پی در پی می کنه...دست و پات  با دیدنش شل میشه...وقتی نیست دلتنگشی وقتی هست دلتنگشی(دلتنگی) از این پس یادم باشد به چشمان کسی نگاه نکنم ...

هر کدوم از اینایی که گفتم یه خط تو ذهنم ایجاد کرده

ااااااااااه    یه ذهن خط خطی....

بی خیال بهتره برم یه سیگار بکشم................

+نوشته شده در سه شنبه 1387/09/19ساعت9:1 PMتوسط جلال | |

سلام......

خداحافظ....

حرف تازه اگر یافتی به این دو اضافه کن...!!

+نوشته شده در شنبه 1387/09/16ساعت9:42 PMتوسط جلال | |